خلاصه داستان: کو سان یانگ شب ها کار می کند و درس می خواند تا یک افسر عمومی شود. پس از دریافت یادگاری از پدر مردهاش، مرگهای مرموزی در اطراف او اتفاق میافتد و او خود را به آرامی در حال تغییر مییابد.
خلاصه داستان: وون می هو تنها دختر رئیس قبیله داهان است که طبیعت مغرور و خودخواهانه او را به اشتباه بزرگی تبدیل می کند. و این اتفاق پدر وون می هو را به جزیره ججو هدایت می کند، جایی که نیروهای شیطانی و شیطانی در انتظار او هستند و…
خلاصه داستان: داستان زنی متاهل است که بیست سال از طبابت دور بوده و حالا به سال اول طبابت بازگشته است. او اکنون در تلاش است تا جای خود را دوباره در حرفه ای پر از شگفتی پیدا کند، اما…
خلاصه داستان: در دوران چوسان، در یک روستای کوچک و دورافتاده، دختری جوان و با استعداد به نام هونگ چون گی زندگی میکرد که در دوران کودکی نابینا بود. او به تنهایی از پدر پیر و بیمارش مراقبت میکرد و از طریق نقاشی، روح خود را آرام میکرد.
یک روز، هونگ چون گی در حال نقاشی بود که با یک ستارهشناس مرموز و نابینا مواجه شد و ....
خلاصه داستان: خلاصه داستان روی یک وکیل موفق است که همه چیز دارد، اما از نفرین خانوادگی رنج می برد. معلوم می شود که شخصی که راز ازبین بردن آن را پنهان می کند یک کارمند به ظاهر عادی دولت است.
خلاصه داستان: در هزارهی سوم، در دنیایی که انسانها و خونآشامها در کنار هم زندگی میکنند، سون وو هیول، یک خونآشام نیمهانسان، آرزوی تبدیل شدن به یک انسان کامل را در سر دارد. او برای این کار، باید صد سال در خواب بماند و در این مدت، خون هیچ انسانی را نخورد. اما یک روز قبل از اتمام صد سال، وو هیول توسط زنی به نام جو این هائه از خواب بیدار میشود. اینهائه، یک خونآشام خونسرد و بیعاطفه است که به وو هیول کمک میکند تا به زندگی خود ادامه دهد. وو هیول که از اینهائه خوشش میآید، به او علاقهمند میشود.
خلاصه داستان: سئو آری یک ویدیو از خودش در حال رقصیدن در خیابان منتشر کرد. این ویدیو به سرعت در شبکههای اجتماعی پخش شد و میلیونها نفر آن را دیدند. سئو آری به یک شبه به یک ستاره تبدیل شد و ...
خلاصه داستان: در دهه 1950 میلادی، در بحبوحه جنگ کره، زنی جوان به نام «جاگومسون» در کنار همسر و فرزند خردسالش در کره شمالی زندگی میکرد. او زندگی ساده و آرامی داشت، اما با آغاز جنگ، زندگی او نیز دچار تحولی بزرگ شد.
در یکی از روزهای جنگ، جاگومسون و خانوادهاش در حال فرار از حملات هوایی بودند که از هم جدا شدند و ...