خلاصه داستان: دربارهی شاهزادهای به نام واردا در خوانسار صحبت میشود؛ پدراش، راجا مانار نیت دارد او را به عنوان جانشین خود معرفی کند. اما زمانی که وزیران و مشاوران راجا مانار برنامهای برای کودتا و از بین بردن او و پسرش را تدارک میبینند، واردا به همراه دوست صمیمی خود از دوران کودکی، دوا، درخواست کمک مینماید تا به عنوان حاکم بلامنازع خوانسار قرار گیرد و...
خلاصه داستان: چهار نفر از اقشار مختلف جامعه یک تاکسی مشترک کرایه میکنند، اما وقتی به مقصد میرسند، یک سری اتفاقات گیجکننده رخ میدهد. اما در کمال تعجب آنها متوجه می شوند که زندگی همه در داخل کابین در هم تنیده شده است.
خلاصه داستان: تیت برای انتقام مرگ خشونتآمیز سرباز پای پیاده وفادار و مورد اعتماد خود به خشم میرود. برای ردیابی شرور مسئول، تیت از منطقه راحتی خود در اسکس فراتر می رود و به سمت تاریک سوهو دهه 90 می رود.
خلاصه داستان: در تابستان سال 1957، با بحران امپراتوری خودرو انزو فراری، مسابقهدهنده سابق که به کارآفرینی تبدیل شده بود، خود و رانندگانش را در حالی که به مسابقه خائنانه 1000 مایلی در سراسر ایتالیا میآیند، خود و رانندگانش را به لبه پرتاب میکند.
خلاصه داستان: عدنان و هجران زوج خوشبختی هستند اما پس از مرگ پسرشان بر اثر یک اتفاق مرموز و ناگوار از یکدیگر دور می شوند. حالا هجران سعی می کند با بررسی گذشته پسرش علت مرگ او را بیابد اما...
خلاصه داستان: اوزنور زن جوان و زیبایی است. او از دوران کودکی با کودرت که پسر عمویش است، عشق عاشقانه ای داشته است. کودرت اما با زنی به نام نساء ازدواج کرده و بسیار خوشحال است. اوزنور حسود از جادوی سیاه وحشتناکی استفاده می کند تا ...
خلاصه داستان: داستان درباره باغبان با استعدادی به نام نارول راث است که در املاک زنی ثروتمند به نام نورما هاورهیل کار می کند. اما وقتی نورما از نارول می خواهد که خواهرزاده اش را به عنوان شاگرد بپذیرد، زندگی نارول در هرج و مرج قرار می گیرد و رازهای تاریکی از گذشته اش فاش می شود...
خلاصه داستان: یک کارآگاه جنایی به نام «جان» تحقیقاتی را درباره یک پرونده مرموز آغاز میکند. پروندهای که مربوط به یک تکتیرانداز نظامی تعلیمدیده است که به پنج قربانی شلیک کرده است. قربانیان همگی افراد بیگناه بودهاند و هیچ ارتباطی با یکدیگر نداشتند.
خلاصه داستان: ساندرا، نویسندهای موفق، پس از مرگ مرموز شوهرش، به جرم قتل او دستگیر میشود. او که بیگناه است، تنها شاهدش پسر 11 ساله نابینایش، ماتیو است. ساندرا تلاش میکند با کمک ماتیو، بیگناهیاش را در دادگاه ثابت کند.
خلاصه داستان: زن جوانی به نام هلنا به ظاهر عادی زندگی می کند اما راز تاریکی را از همه مخفی می کند. پدر هلنا معروف است به پاشاه مرداب که سال ها پیش او و مادرش را اسیر نگه داشته است. وقتی پدرش به طور غیرمنتظره ای از زندان فرار می کند هلنا مجبور می شود دوباره با گذشته خود روبرو شود و...