خلاصه داستان: انشیکا، همسر مردی به نام ویوان آهوجا، پس از سکته قلبی در بیمارستان بستری است. چند روز بعد، زمانی که انیشکا در آستانه ترخیص از بیمارستان بود، گروهی از تروریست ها به رهبری ساجو سولانکی به بیمارستان حمله کردند و انیشکا و چند نفر دیگر را به گروگان گرفتند. ویوان اکنون با پلیس همکاری می کند تا همسر و دیگر گروگان ها را از دست مهاجمان نجات دهد.
خلاصه داستان: خواهید دید که ماه قرمز زندگی انسان را روی زمین تهدید می کند. اکنون تنها امید بشریت برای ادامه حیات، با استعدادترین فضانورد نسل خود، پل اور است. اما ساعاتی قبل از شروع ماموریت بزرگ، پل به طور مرموزی ناپدید می شود و…
خلاصه داستان: داستان یک افسر پلیس به نام نیکیل سود (با بازی منوج باجپایی) است که در مرکز تماس اورژانس پلیس بمبئی کار می کند. روزی زن پریشان به نام سیما با نیکیل تماس می گیرد و می گوید می خواهد خودکشی کند. حالا نیکیل سعی می کند زن را آرام کند، اما پس از مدتی متوجه می شود که اسلحه هم خریده است. سپس، با گذشت زمان، برخی از حقایق تاریک آشکار می شوند، نیکیل متوجه می شود که زندگی خانواده اش در خطر است و هر چیزی که در زندگی دوست داشته و تا به حال محافظت کرده است در خطر است. نزدیک به نابودی و...
خلاصه داستان: داستان درباره یک راننده ماشینهای یدککش صنعتی به نام ویل است که از بی خوابی رنج می برد. وقتی پدر ویل به طور ناگهانی می میرد، او به خانه دوران کودکی خود باز می گردد. اما ویل به زودی از حضور یک موجود شیطانی در خانه آگاه می شود که خانه را تسخیر کرده است و ...
خلاصه داستان: خواهید دید یک مامور سابق MI6 به نام رائول سیلوا (با بازی خاویر باردم) یک هارد دیسک با اطلاعات فوق محرمانه را میدزدد تا به وسیله آن MI6 را نابود کرده و انتقام خود را بگیرد. حال جیمز باند (با بازی دنیل کریگ) بار دیگر باز میگردد تا با گذشته خود روبرو شده و MI6 را از خطر نابودی نجات دهد اما…
خلاصه داستان: درباره جوانی 20 ساله به نام دانیل است که در یک بازداشتگاه ویژه جوانان دچار تحول روحی می شود. اما پس از آزادی مشروط نمی تواند وارد مدرسه علوم دینی شود و برای کار در یک کارگاه نجاری فرستاده می شود. اما دانیل امید خود را از دست نداد و در یک کلیسای کوچک روستایی شروع به کار کرد تا اینکه به عنوان کشیش...
خلاصه داستان: داستان درباره دختر جوانی به نام چار است که مادرش آنجلا به طور مرموزی یک هفته قبل از هالووین ناپدید می شود و تنها چیزی که باقی می ماند ماشین رها شده او است که در وسط یک مزرعه پارک شده است. اما هنگامی که آنجلا عصر روز بعد بدون هیچ توضیحی به خانه خود در شمال دوبلین باز می گردد، برای چار و مادربزرگش، ریتا، مشخص می شود که چیزی اشتباه است. او ممکن است شبیه آنجلا باشد، اما رفتار او به طور فزاینده ای ترسناک و عجیب شده است، گویی یک نیروی شیطانی جایگزین او شده است. حالا چار سعی می کند رازهای تاریک خانواده اش را فاش کند تا حقیقت ناپدید شدن مادرش را کشف کند و او را نجات دهد، اما...
خلاصه داستان: مرد جوانی به نام پیت برای جشن تولد این آخر هفته و دور هم جمع شدن با دوستان دانشگاهی اش هیجان زده است. اما همه چیز آنطور که پیت انتظار داشت پیش نمی رود و دوستانش یکی یکی به او سر می زنند. پیت اکنون به این فکر می کند که آیا او مجازات می شود یا این فقط بخشی از شوخی بیمارگونه است؟
خلاصه داستان: مرد به همسرش اجازه می دهد که با مردان دیگر رابطه داشته باشد تا طلاق نگیرد. وقتی عاشقان همسرش یکی یکی ناپدید می شوند، این مرد مظنون می شود.
خلاصه داستان: در مورد پسری 13 ساله به نام آدام رید (با بازی واکر اسکوبل) میباشد که یک سال پیش پدر خود را از دست داده است. یک شب وقتی آدام به گاراژ خانه میرود با خلبانی مجروح (با بازی رایان رینولدز) روبرو میشود که در آنجا پنهان شده است. به زودی مشخص میشود این خلبان مرموز خود آدام است که از آینده به گذشته سفر کرده تا یک ماموریت مخفی را به سرانجام برساند. اکنون او همراه با آدام 13 ساله به گذشته و پیش از مرگ پدرش سفر میکند تا وی را پیدا کرده و آینده را نجات دهد اما…