خلاصه داستان: پایگاه فضایی زمین مجموعه ای از سیگنال های مرموز را دریافت می کند که دانشمندان معتقدند از تمدن دیگری در کهکشان به نام "پیام رسان" ارسال شده است. اکنون آنها یک فضاپیمای اکتشافی به نام «فضای عمیق» را برای جستجوی این تمدن جدید می فرستند. اما این سفینه فضایی پس از مدتی به طرز مرموزی ناپدید شد. اکنون، 150 سال بعد، بار دیگر یک فضاپیمای "فضای عمیق" در مدار زمین مشاهده شده است و آژانس فضایی تیمی را برای جستجوی آخرین بازمانده تشکیل داده است، اما ...
خلاصه داستان: آلیس، یک مادر مجرد، یک پرورش دهنده ارشد اختصاصی گیاهان در شرکتی است که در حال توسعه گونه های جدید است. برخلاف سیاست شرکت، او یکی را به عنوان هدیه برای پسر نوجوانش به خانه می برد و آن را به نام او می گذارد، اما به زودی شروع به ترس می کند...
خلاصه داستان: این داستان حماسی برادرزاده بی پروا و سرسخت شاه آرتور، سر گاوین (با بازی دو پاتل) است که سعی می کند با موجودی غول پیکر به نام شوالیه سبز مبارزه کند. در این جاده پر پیچ و خم باید با چالش های زیادی روبرو شده و…
خلاصه داستان: داستان درباره زنی بی هدف به نام هانا است که به عنوان راهنمای تور در عمارت Wadsworth کار می کند. اما پس از مدتی هانا متوجه حضور روح زن در این اقامتگاه قرن نوزدهمی شد. حالا هانا با روح لیدی وادسورث دوست می شود و...
خلاصه داستان: داستان در زمستان سال 1839 در شهر لیبرتی، میسوری اتفاق میافتد و داستان در مورد یک زندانبان به نام ساموئل تیلری که وظیفه مراقبت از تعدادی زندانی خطرناک در انتظار محاکمه را بر عهده دارد. اما در این بین، ساموئل خود را در شرایط سختی می بیند و باید از زندانیان در برابر مردان خشمگین لیبرتی محافظت کند و ...
خلاصه داستان: موسی (با بازی کریستین بیل) را می بینید که به عنوان یک رهبر شجاع، علیه رامسس دوم (با بازی جوئل اجرتون)، پادشاه مصر شورش می کند و ششصد هزار برده را در سفری تاریخی برای فرار از مصر هدایت می کند. او در این مسیر سخت با چالش های زیادی روبرو شد و…
خلاصه داستان: براساس حوادث واقعی ساخته شده و در مورد کاپیتان ویکرام باترا (با بازی سیدهارث مالهوترا) است که در جنگ کارگل در سال 1999 با روحیهای تسلیم ناپذیر و با شجاعت تمام به تعقیب سربازان پاکستانی پرداخت و در نهایت نیز به دلیل اقدامات شجاعانهاش، بالاترین و معتبرترین جایزه شجاعت را دریافت نمود و…
خلاصه داستان: مرسیا، یک افسر اطلاعاتی بازنشسته، پسرش را هنگام پیاده روی در کوه ناپدید شده است. هنگامی که یک تیم نجات برای روزها بدون نتیجه جستجو می کند، مرسیا تیم نجات خود را تشکیل می دهد که او را با تیم امداد محلی درگیر می کند. اما مرسیا همه چیز را به خطر می اندازد تا پسرش را پیدا کند...
خلاصه داستان: یوهان و ماریان چندین سال است که ازدواج کرده اند و به نظر می رسد همه چیز در زندگی دارند. با این حال، شادی آنها تنها نشانه ای از یک رابطه آشفته است، و زمانی که جان به خیانت خود اعتراف می کند، رابطه آنها تیره تر می شود. خیلی زود این زوج تصمیم به جدایی گرفتند و مرحله نهایی طلاق را آغاز کردند، اما پس از مدتی به عمق رابطه خود پی بردند و سعی کردند با یکدیگر آشتی کنند و ...