خلاصه داستان: آقای مانک، کارآگاهی حرفهای مبتلا به اختلال وسواس اجباری، پس از بازنشستگی، تصمیم میگیرد بار دیگر به کار خود بازگردد تا پرونده قتل نامزد دخترخواندهاش، مولی، را حل کند. مولی که برای جشن عروسی خود آماده میشد، شاهد مرگ ناگهانی نامزدش بود.آقای مانک با استفاده از هوش و مهارتهای خاص خود، به بررسی این پرونده میپردازد. او به زودی متوجه میشود که این قتل، یک اتفاق ساده نیست و پشت پرده آن، رازهای پنهانی وجود دارد.
خلاصه داستان: بر اساس داستان واقعی توماس رونگن، یک مربی فوتبال هلندی است که در سال 2011 به عنوان سرمربی تیم ملی فوتبال ساموآی آمریکا انتخاب شد. ساموآی آمریکا یک کشور جزیرهای در اقیانوس آرام است که تیم ملی فوتبال آن یکی از ضعیفترین تیمهای جهان محسوب میشود. توماس رونگن با وجود این چالش، مصمم بود تا این تیم را به موفقیت برساند.
خلاصه داستان: پرواز یک تیم راگبی بر روی یخچالی در رشته کوه آند سقوط می کند. معدود مسافرانی که از تصادف جان سالم به در می برند، خود را در یکی از سخت ترین محیط های جهان برای زنده ماندن می یابند.
خلاصه داستان: تایگر و زویا، دو مامور مخفی، به یک ماموریت مهم برای مقابله با یک دشمن خطرناک اعزام میشوند. در این نبرد هیجانانگیز، سرنوشت جهان در خطر است.
خلاصه داستان: مادلین، زنی 92 ساله، با تاکسی تماس میگیرد تا او را از حومه شهر به یک خانه سالمندان در آن سوی پاریس برساند. چارلز، رانندهای سرخورده اما مهربان، قبول میکند که بدون عجله از مکانهایی که زندگی مادلین را در گذشته تحت تأثیر قرار داده است، رانندگی کند.در طول مسیر، مادلین داستان زندگی خود را برای چارلز تعریف میکند. او از عشقهای از دست رفته، رویاها و شکستهایش میگوید. چارلز با گوش دادن به داستانهای مادلین، به گذشته خود فکر میکند و به زندگی خود مینگرد.
خلاصه داستان: گروهی از کارشناسان رسانههای اجتماعی برای کمک به رونق یک تجارت خانوادگی قدیمی استخدام میشوند. اما آنها به زودی خود را در یک جزیره کوچک در دریاچهای مییابند که گفته میشود یک جادوگر باستانی در آن زندگی میکند.
خلاصه داستان: در یک شب بارانی در حومه بمبئی، سه گروه جنایتکار که یکدیگر را نمی شناسند، خودرویی را هدف قرار می دهند که پول نقد حمل می کند. متأسفانه همه آنها برنامه دارند، اما در نهایت باید دید طعمه را خواهند گرفت یا همه نقشه هایشان شکست خواهد خورد؟
خلاصه داستان: هه وونگ یک نامزد عضو مجمع، از نامزدی خارج می شود زیرا او تبدیل به خاری در چشم یک بزرگ محلی به نام Soon-tae شد. او که توسط کوسه های قرض گرفته شده است، به دلیل عدم پرداخت وام کمپین، تصمیم می گیرد دست هایش را کثیف کند.