خلاصه داستان: مایک اشمیت یک نگهبان امنیتی است که در پیتزا فروشی فردی فازبیر، یک مرکز سرگرمی خانوادگی موفق رها شده، شروع به کار می کند. اما مایک به زودی متوجه می شود که شیفت شب در فردی فازبیر آن چیزی نیست که او فکر می کرد.
خلاصه داستان: آدام، یک معمار با استعداد، در یک زندگی آرام و شاد به همراه همسر و فرزندانش زندگی میکرد. اما یک روز، همه چیز به یکباره تغییر کرد. یک گروه مسلح به خانه آدام حمله کردند و خانوادهاش را به قتل رساندند. آدام که شاهد این جنایت بود، دچار شوک و افسردگی شد. او به مدت دو سال در این وضعیت دردناک زندگی کرد و از دنیای اطرافش دور شد.اما یک روز، آدام تصمیم گرفت که انتقام خانوادهاش را بگیرد و ....
خلاصه داستان: در یک دنیای موازی، میگل، آرزوی زندگی در سیارهای دیگر را دارد. او معتقد است که سیارهی فعلی او، سرزمینی خشک و بیآب و علف است که هیچ آیندهای برای او ندارد.
میگل تمام تلاش خود را برای مهاجرت انجام میدهد. او روزها در یک معدن کار میکند و شبها در یک رستوران میشوید. او میداند که این کار دشوار خواهد بود، اما مصمم است که به هدف خود برسد.
یک روز، میگل در یک رستوران با زنی جوان به نام ایوا آشنا میشود و ..
خلاصه داستان: برنارد جردن، یک سرباز بریتانیایی جنگ جهانی دوم، در خانه سالمندانی در انگلیس زندگی میکند. او در سن 97 سالگی، هنوز هم از خاطرات جنگ رنج میبرد.
یک روز، برنارد متوجه میشود که مراسم بزرگداشت هفتادمین سالگرد روز D-Day در نزدیکی خانه سالمندان برگزار خواهد شد. او تصمیم میگیرد که برای شرکت در این مراسم فرار کند.
خلاصه داستان: رالفی، راننده تاکسی اینترنتی و بدنساز، از زندگی یکنواخت خود خسته شده بود. او به دنبال چیزی بود که او را از زندگی روزمره خود دور کند.
یک روز، او با یک گروه از مردان مرموز آشنا شد. این مردان ادعا میکردند که آزادیخواهان هستند و به دنبال ایجاد یک دنیای جدید هستند. رالفی با آنها همراه شد و به زودی خود را در یک فرقه مرموز گرفتار دید.
در ابتدا، رالفی از این تجربه لذت میبرد. او احساس میکرد که بالاخره جایی پیدا کرده است که متعلق به آن است. اما به تدریج، امیال سرکوب شده او شروع به نمایان شدن کردند و ...
خلاصه داستان: توماس کریون، یک کارآگاه بخش جنایی، پس از مرگ ناگهانی دخترش، یونگ می، به دنبال حقیقت میرود. او به زودی متوجه میشود که یونگ می زندگی مخفیانهای داشته است و در یک شبکه مخفی از فساد دولتی و توطئههای سیاسی درگیر بوده است و ...
خلاصه داستان: جانگ اوک جو، یک محافظ شخصی سابق، پس از مرگ غمانگیز بهترین دوستش، یونگ می، که نتوانست از او محافظت کند، خود را در یک خلاء روحی مییابد. او با احساس گناه و پشیمانی دست و پنجه نرم میکند و به دنبال راهی برای جبران آن است. او تصمیم میگیرد که تنها راه برای انجام این کار، گرفتن انتقام از کسانی است که مسئول مرگ یونگ می هستند.
خلاصه داستان: جانگ اوک جو، یک محافظ شخصی سابق، پس از مرگ غمانگیز بهترین دوستش، یونگ می، که نتوانست از او محافظت کند، خود را در یک خلاء روحی مییابد. او با احساس گناه و پشیمانی دست و پنجه نرم میکند و به دنبال راهی برای جبران آن است. او تصمیم میگیرد که تنها راه برای انجام این کار، گرفتن انتقام از کسانی است که مسئول مرگ یونگ می هستند.
خلاصه داستان: جولز کلاوس، پسر نوجوانی که از کریسمس متنفر بود، بالاخره کریسمس را پذیرفت. او همراه با پدربزرگ نوئل، برای پرمشغلهترین زمان سال آماده میشد. آنها با هم در کارخانه اسباببازیسازی کار میکردند و نامههای کودکان را میخواندند.
یک روز، جولز نامهای بسیار ویژه دریافت کرد. نامه از یک دختر کوچک به نام سارا بود که در یک بیمارستان بستری بود. سارا از جولز میخواست که برای او یک اسباببازی مخصوص بسازد و ...
خلاصه داستان: سال 1999 میلادی است. بو-را، دختری 17 ساله با شخصیتی درخشان و مثبت، در دبیرستان درس میخواند. او بهترین دوست یئون دو است که به پسری به نام هیون جین علاقه دارد.یئون دو قرار است برای انجام عمل جراحی قلب به آمریکا برود. او از بو-را میخواهد در این مدت، همه چیز را درباره هیون جین متوجه شود. بو-را که دوست دارد به یئون دو کمک کند، قبول میکند.