خلاصه داستان: سال 2005 میلادی. مالتی، زنی جوان در حال قدم زدن در خیابان است که ناگهان مورد حمله اسیدپاشی قرار میگیرد. مرد اسید به صورت مالتی میپاشد و فرار میکند. مالتی که از ناحیه صورت و چشمها آسیب شدیدی دیده است، بلافاصله به بیمارستان منتقل میشود.
خلاصه داستان: یک روز ایوا در حال قدم زدن در پارک است که یک میمون را پیدا میکند. او نام میمون را داجر میگذارد و مخفیانه او را با خود به خانه میآورد.
ایوا و داجر خیلی زود با هم دوست میشوند. داجر یک میمون بسیار بازیگوش و بامزه است. او همیشه ایوا را میخنداند، اما به زودی مشخص میشود که داجر به عنوان یک جیببر حرفهای آموزش دیده است. او به ایوا میگوید که ارباب شرورش او را دزدیده است و میخواهد از او استفاده کند تا کیف پولهای مردم را بدزدد و ...
خلاصه داستان: هن و جونیور زمینی را که میراث خانوادگی جونیور بوده به مزرعه ایی زیبا تبدیل میکنند اما با ورود یک غریبه و پیشنهاد وسوسه انگیزش زندگی آنها به تلاطم کشیده میشود و ...
خلاصه داستان: یک مادر به تازگی ترانه ای را در یک کتاب قدیمی پیدا می کند و به زودی آن آهنگ را به عنوان یک موهبت می بیند، اما وقتی لالایی دیو باستانی لیلیت را آزاد می کند، دنیای او خطرناک می شود.
خلاصه داستان: ویرا، یک زن جوان و جسور، برای دفاع از خود یک اسلحه را از یک اسلحهخانه سرقت میکند. اما او نمیداند که آرجان، وارث اسلحهخانه، او را تعقیب میکند. آرجان که از مهارت ویرا در تیراندازی شگفتزده شده است، به او آموزش تیراندازی میدهد. این آموزشها باعث نزدیکی دو نفر و در نهایت عاشق شدن آنها میشود. اما ویرا، که از گذشته خود رنج میبرد، از عشق میترسد. او آرجان را به چالش میکشد و باعث ایجاد پیچوتاب در رابطه آنها میشود.
خلاصه داستان: در بیابان کلرادو، یک جوان جسور و ماجراجو از زندگی آرام و محافظت شده خود در لیگ پیچک می گریزد تا در جستجوی ماجراجویی و ثروت به تیمی از شکارچیان بوفالو بپیوندد. اما سفر او به زودی به یک آزمون سخت برای زندگی و سلامت عقل او تبدیل می شود.
خلاصه داستان: مردی به نام جایش است که با وجود زندگی در خانواده ای مردسالار، به حقوق برابر برای زنان معتقد است. با این حال وقتی متوجه می شود فرزند دومش دختر است، قصد دارد با همسرش فرار کند تا از خشم خانواده اش در امان بماند، اما...
خلاصه داستان: مردی به نام ردا گروهی را برای حمله به آدم ربایان در کلمبیا جمع می کند تا جان برادر کوچکترش را از دست قاچاقچیان مواد مخدر در مدلین نجات دهد. اما داستان زمانی خراب می شود که ردا تصمیم می گیرد پسر یک فروشنده مواد مخدر را بدزدد تا او را با برادرش عوض کند...
خلاصه داستان: آهنگسازی به نام استیون لادم در خلق آثار خلاقانه مشکل دارد و قادر به تکمیل پروژه جدیدش نیست. اکنون استیون به پیشنهاد همسرش پاتریشیا به دنبال منبع الهام بخش می گردد و در نهایت چیزی که می یابد بیش از آن چیزی است که تصورش را می کرد...