خلاصه داستان: بر اساس یک داستان واقعی، درباره پدری است که پسرش مورد حمله شیطان وحشتناکی قرار میگیرد که سه جنگیر را استخدام میکند تا شیطان را بیرون کنند و خانواده اش را نجات دهند.
خلاصه داستان: درباره یک جوان به نام امیلیانو که به همراه همسرش نینا و دخترخواندهاش سوفیا به خانه جدیدی در مونتری نقل مکان کرده است. چهار سال پیش، امیلیانو در یک تصادف ناگوار به کما رفت و سه ماه بعد بدون هیچ خاطرهای به هوش آمد. پس از تصادف، او به همراه مادرش به مکزیکوسیتی نقل مکان کرد و حال پس از ازدواج با نینا دوباره به زادگاه خود برگشته است. اما زمانی که امیلیانو در خانه جدیدش هدف ارواحی ترسناک قرار میگیرد، تلاش میکند تا ارتباط آنها را با گذشته خود پیدا کند، اما...
خلاصه داستان: دیپیکا چاترجی بر اساس داستان واقعی یک مادر هندی است که در سال 2011 به همراه همسر و فرزندانش در نروژ زندگی می کند. اما پس از اینکه خدمات رفاهی نروژ فرزندانشان را از آنها می گیرند، دبیکا نبرد سختی را برای بازپس گیری حضانت آغاز می کند و…
خلاصه داستان: رابرت مک کال برای یک سازمان غیرانتفاعی کار می کند و تلاش می کند تا عدالت را برای ستمدیدگان برقرار کند. اما اتفاقی افتاد که او را به انتقام کشاند و...
خلاصه داستان: برت مک کال به جنوب ایتالیا سفر می کند و اکنون در در آرامش زندگی می کند، اما به زودی متوجه می شود که دوستان جدیدش تحت کنترل یک باند تبهکار محلی هستند. در همان زمان که اوضاع پیچیده تر می شود و حوادث مرگبار رخ می دهد، رابرت مک کال وارد عمل می شود و تصمیم می گیرد با مقابله با این گروه های جنایتکار از دوستان خود محافظت کند و...
خلاصه داستان: مادری مجرد به نام گبی با پسر 9 ساله اش به یک عمارت عجیب و غریب در نیواورلئان نقل مکان می کند تا شروعی تازه داشته باشد. اما وقتی گابی متوجه می شود که عمارت خالی از سکنه است، مجبور می شود از یک راهنمای تور، یک روانشناس، یک کشیش و یک مورخ کمک بگیرد تا مشکل را حل کند.
خلاصه داستان: کارآگاه ویلیام لوک و همکارش کنی چینگ روی یک پرونده قاچاق کار می کنند. در حین انجام این کار، آنها به طور تصادفی ارتباطی با یک باند قاچاق انسان پیدا می کنند و از رئیس دادگستری اما پنگ کمک می گیرند، اما…