خلاصه داستان: دکتر گیک و دوستانش لوک، اوری و بافت یک عملیات ماجراجویی را در قطب جنوب آغاز کردند تا به پنگوئن ها کمک کنند از سرزمین خود محافظت کنند و با افراد بد مبارزه کنند و…
خلاصه داستان: داستان درباره یک دزد آمریکایی به نام مایکل میسون است که در پاریس زندگی می کند در همین حال، مایکل کیف حاوی یک خرس عروسکی را می دزد، غافل از اینکه اسباب بازی حاوی یک بمب ساعتی است و آن را در یک خیابان شلوغ رها می کند. چند ثانیه بعد بمب منفجر شد و چهار نفر کشته شدند. اکنون تصاویر دوربین های مداربسته چهره میسون را نشان می دهد و پلیس فرانسه او را تروریست معرفی کرده است، اما...
خلاصه داستان: داستان دختری 17 ساله به نام کارما به همراه مادرش سانی است که سعی می کنند از چنگال پدرشان، پل، رهبر فرقه عجیبی که به دلیل تلاش هایش برای کشف مسیر جاودانگی شهرت دارد، فرار کنند. اما وقتی سانی متوجه می شود که پل به دنبال دخترش به شهر بازگشته است، او و کارما به پناهگاه امن دوستش فرار می کنند.
خلاصه داستان: برت کروشر و پدرش توسط گروهی از اراذل و اوباش ربوده شدند که 20 سال پیش برت را در حالی که مشروب مینوشید در کالجی در روسیه قتل عام کردند و…
خلاصه داستان: در مورد یک مدیر تشییع جنازه به نام مو سانمی است که به طور غیرمنتظره با دختر کوچکی به نام وو شیاوون که به تازگی مادربزرگ خود را از دست داده است آشنا می شود. با گذشت زمان، مو سانمی رابطه نزدیکی با وو شیائوون برقرار می کند که دیدگاه او را نسبت به زندگی تغییر می دهد و ...
خلاصه داستان: سال گذشته، ریکاردو و فیلیپه با فرزندان خود به اردو رفتند، اما به طور تصادفی آنها را در قطار رها کردند. حالا کلارا که دیگر به آنها اعتماد ندارد تصمیم می گیرد بچه ها را با دوستش سوزانا به کمپ ببرد. اما هنوز در این راه با چالش های زیادی روبرو هستند و…
خلاصه داستان: ریکاردو والدی برای بردن بچه ها به کمپ با قطار انتخاب شد. در یک ایستگاه، ریکاردو و مادربزرگ فیلیپه از قطار پیاده میشوند تا سیگار بکشند، و قطار ایستگاه را ترک میکند: با کودکان و بدون بزرگسالان، و بدین ترتیب یک تعقیب و گریز بامزه آغاز میشود.