خلاصه داستان: پس از تلاش های ناموفق شاهان خوارزم برای جلوگیری از حمله مغول، جلال الدین، آخرین سلطان امپراتوری خوارزمشاه، جنگ های سلسله ای میان سلجوقیان و خوارزمیان را رها کرد و سعی کرد جبهه ای متحد برای توقف مغول ها ایجاد کند.
خلاصه داستان: وون می هو تنها دختر رئیس قبیله داهان است که طبیعت مغرور و خودخواهانه او را به اشتباه بزرگی تبدیل می کند. و این اتفاق پدر وون می هو را به جزیره ججو هدایت می کند، جایی که نیروهای شیطانی و شیطانی در انتظار او هستند و…
خلاصه داستان: در دوران چوسان، در یک روستای کوچک و دورافتاده، دختری جوان و با استعداد به نام هونگ چون گی زندگی میکرد که در دوران کودکی نابینا بود. او به تنهایی از پدر پیر و بیمارش مراقبت میکرد و از طریق نقاشی، روح خود را آرام میکرد.
یک روز، هونگ چون گی در حال نقاشی بود که با یک ستارهشناس مرموز و نابینا مواجه شد و ....
خلاصه داستان: در یک شهر کوچک و دورافتاده در آمریکای میانه، اتفاقات عجیبی در حال رخ دادن است. افرادی که به این روستا وارد میشوند، دیگر هرگز از آن خارج نمیشوند. گویی نیرویی مرموز و ناشناخته، آنها را در این روستا زندانی کرده است.
خلاصه داستان: در هزارهی سوم، در دنیایی که انسانها و خونآشامها در کنار هم زندگی میکنند، سون وو هیول، یک خونآشام نیمهانسان، آرزوی تبدیل شدن به یک انسان کامل را در سر دارد. او برای این کار، باید صد سال در خواب بماند و در این مدت، خون هیچ انسانی را نخورد. اما یک روز قبل از اتمام صد سال، وو هیول توسط زنی به نام جو این هائه از خواب بیدار میشود. اینهائه، یک خونآشام خونسرد و بیعاطفه است که به وو هیول کمک میکند تا به زندگی خود ادامه دهد. وو هیول که از اینهائه خوشش میآید، به او علاقهمند میشود.
خلاصه داستان: داستان یک خیاط مشهور بوده که قرار است برای نامزد دوست صمیمی اش لباس عروسی بدوزد اما در میان رازهایی وجود دارد که با آشکار شدن آنها همه چیز شکل دیگری به خود میگیرد و ...
خلاصه داستان: در دهه 1950 میلادی، در بحبوحه جنگ کره، زنی جوان به نام «جاگومسون» در کنار همسر و فرزند خردسالش در کره شمالی زندگی میکرد. او زندگی ساده و آرامی داشت، اما با آغاز جنگ، زندگی او نیز دچار تحولی بزرگ شد.
در یکی از روزهای جنگ، جاگومسون و خانوادهاش در حال فرار از حملات هوایی بودند که از هم جدا شدند و ...
خلاصه داستان: اسکرال های تغییرشکل دهنده به کره زمین نفوذ کرده اند حالا تالوس و نیک فیوری تمام تلاش خود را میکنند را تا جلوی حمله ی آنها و نابودی دنیا و بشریت را بگیرند و ...