خلاصه داستان: آیزاک سال ها به عنوان پیشخدمت در یک کشتی کار کرده بود، اما به دلیل شیوع یک بیماری همهگیر، شغل خود را از دست داد. حالا او موفق می شود در شیفت شب در هتل شغلی پیدا کند، اما چه کسی می داند که در شب اول چه اتفاقی برای ایزاک می افتد...
خلاصه داستان: وون می هو تنها دختر رئیس قبیله داهان است که طبیعت مغرور و خودخواهانه او را به اشتباه بزرگی تبدیل می کند. و این اتفاق پدر وون می هو را به جزیره ججو هدایت می کند، جایی که نیروهای شیطانی و شیطانی در انتظار او هستند و…
خلاصه داستان: پس از به ارث بردن خانه ای دورافتاده در کوهستان های نروژ، یک خانواده آمریکایی رویای بازگشت به سرزمین اجداد خود را برآورده می کنند، غافل از اینکه اتفاقات وحشتناک و غیرمنتظره ای در انتظارشان است…
خلاصه داستان: دو غریبه سرسخت با محموله ای کوکائین در یک قایق غرق شده برخورد می کنند. پس از توافق برای فروش آن و تقسیم پول، آنها با پلیس، قاتل های نقابدار و یک گانگستر کت و شلوار تیزی معروف به "خیاط" درگیر می شوند.
خلاصه داستان: این داستان واقعی الهامبخش ریچارد مونتانز است که بهعنوان یک سرایدار فریتو لای، صنعت غذا را با هدایت میراث مکزیکی خود مختل کرد تا چیتوسهای داغ Flamin را از یک میان وعده به یک پدیده نمادین فرهنگ پاپ جهانی تبدیل کند.
خلاصه داستان: بر اساس یک داستان واقعی، درباره پسری به نام مارسل است که در سال 1905، قبل از شروع دبیرستان، آخرین سفر تابستانی خود را آغاز کرد و به تپه های محبوب خود در منطقه پروونس بازگشت. این سفر یکی از هیجان انگیزترین ماجراهای تابستانی دوران کودکی مارسل است و...
خلاصه داستان: امیلی زن جوانی است که می خواهد به ریاست یک جامعه انتخاب شود. در همین حال، او تنبلی زیبا را از درخت به فرزندی قبول میکند و تصور میکند که به او کمک میکند تا در انتخابات صنفی پیروز شود، اما وقتی یک سری اتفاقات مرگبار رخ میدهد، تمام ایدههای امیلی درباره این حیوان مرموز به هم میخورد و…
خلاصه داستان: اختلاف بر سر یک بلیت بخت آزمایی برنده، میتواند به یک گروگانگیری مرگبار تبدیل شود. در این شرایط، شاهدان باید تصمیم بگیرند که تا کجا حاضرند پیش بروند و در این مسیر چقدر حاضرند خون بریزند.در چنین موقعیتی، شاهدان ممکن است با چالشهای مختلفی روبرو شوند. از یک سو، ممکن است احساس کنند که وظیفه دارند جان گروگانها را نجات دهند. از سوی دیگر، ممکن است نگران جان خود و عزیزانشان باشند.
خلاصه داستان: در دوران چوسان، در یک روستای کوچک و دورافتاده، دختری جوان و با استعداد به نام هونگ چون گی زندگی میکرد که در دوران کودکی نابینا بود. او به تنهایی از پدر پیر و بیمارش مراقبت میکرد و از طریق نقاشی، روح خود را آرام میکرد.
یک روز، هونگ چون گی در حال نقاشی بود که با یک ستارهشناس مرموز و نابینا مواجه شد و ....
خلاصه داستان: در یک شهر کوچک و دورافتاده در آمریکای میانه، اتفاقات عجیبی در حال رخ دادن است. افرادی که به این روستا وارد میشوند، دیگر هرگز از آن خارج نمیشوند. گویی نیرویی مرموز و ناشناخته، آنها را در این روستا زندانی کرده است.