خلاصه داستان: خدمه یک کشتی تجاری به نام دیمتر سعی می کنند از یک سفر دریایی جان سالم به در ببرند و هر روز با خون آشامی وحشتناکی به نام دراکولا روبرو می شوند. بالاخره وقتی کشتی به بندر ویتبی می رسد، اثری از خدمه نیست...
خلاصه داستان: خانوادهای فقیر و آسیبدیده درگیر مشکلات مختلفی همچون اعتیاد، بیکاری، و فقر هستند. روابط عاطفی میان اعضای خانواده نیز به شدت آسیب دیده است. سمیه، دختر خانواده، قرار است به زودی ازدواج کند. این ازدواج میتواند فرصتی برای خانواده باشد تا از این مشکلات رهایی یابد.
اما در طول برگزاری مراسم عروسی سمیه، اتفاقاتی رخ میدهد که روابط میان اعضای خانواده را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: رعنا و عماد، زن و شوهری جوان بودند که در یک آپارتمان کوچک در تهران زندگی میکردند. آنها هر دو بازیگر بودند و در حال اجرای تئاتری بر اساس نمایشنامه مرگ فروشنده نوشته آرتور میلر بودند.
یک روز، خبر رسید که ساختمان آپارتمانی آنها به دلیل نشست زمین در معرض خطر ریزش قرار دارد. رعنا و عماد مجبور شدند خانه خود را ترک کنند و ...
خلاصه داستان: در حوالی شهر تهران، در محلهای فقیرنشین، گروهی خلافکار چهار نفره به نام “لانتوری” به سرقت و زورگیری میپرداختند. اعضای این گروه پاشا، داییاش، داییاش و پسر عمویش بودند. آنها از کودکی در فقر و بدبختی بزرگ شده بودند و هیچ چیز دیگری برای از دست دادن نداشتند و ...
خلاصه داستان: این بر اساس تجربه واقعی دیو فیش ویک است. مردی از طبقه کارگر در برنلی که تصمیم به راهاندازی یک بانک اجتماعی برای کمک به رشد مشاغل محلی در شهر خود کرد و…
خلاصه داستان: مایک اشمیت یک نگهبان امنیتی است که در پیتزا فروشی فردی فازبیر، یک مرکز سرگرمی خانوادگی موفق رها شده، شروع به کار می کند. اما مایک به زودی متوجه می شود که شیفت شب در فردی فازبیر آن چیزی نیست که او فکر می کرد.
خلاصه داستان: آدام، یک معمار با استعداد، در یک زندگی آرام و شاد به همراه همسر و فرزندانش زندگی میکرد. اما یک روز، همه چیز به یکباره تغییر کرد. یک گروه مسلح به خانه آدام حمله کردند و خانوادهاش را به قتل رساندند. آدام که شاهد این جنایت بود، دچار شوک و افسردگی شد. او به مدت دو سال در این وضعیت دردناک زندگی کرد و از دنیای اطرافش دور شد.اما یک روز، آدام تصمیم گرفت که انتقام خانوادهاش را بگیرد و ....
خلاصه داستان: به زودی، یک پارک فوق پیشرفته شبیه غرب وحشی با روبات های انسان نما به نام "میزبان" ایجاد شد. همه این ربات ها برای اهداف خاصی از قبل پیکربندی شده اند. در این پارک افراد ثروتمندی که به آنها «مهمان» می گویند می توانند با پرداخت هزینه از امکانات و ربات های پارک دیدن کنند.
خلاصه داستان: در یک دنیای موازی، میگل، آرزوی زندگی در سیارهای دیگر را دارد. او معتقد است که سیارهی فعلی او، سرزمینی خشک و بیآب و علف است که هیچ آیندهای برای او ندارد.
میگل تمام تلاش خود را برای مهاجرت انجام میدهد. او روزها در یک معدن کار میکند و شبها در یک رستوران میشوید. او میداند که این کار دشوار خواهد بود، اما مصمم است که به هدف خود برسد.
یک روز، میگل در یک رستوران با زنی جوان به نام ایوا آشنا میشود و ..
خلاصه داستان: برنارد جردن، یک سرباز بریتانیایی جنگ جهانی دوم، در خانه سالمندانی در انگلیس زندگی میکند. او در سن 97 سالگی، هنوز هم از خاطرات جنگ رنج میبرد.
یک روز، برنارد متوجه میشود که مراسم بزرگداشت هفتادمین سالگرد روز D-Day در نزدیکی خانه سالمندان برگزار خواهد شد. او تصمیم میگیرد که برای شرکت در این مراسم فرار کند.