خلاصه داستان: خواهر و برادری هستند که پس از فرار از دست پدربزرگ خلافکارشان، تصمیم میگیرند زندگی جدیدی را شروع کنند، اما به زودی درگیر جنایت، پول و خشونت میشوند و..
خلاصه داستان: خانواده تاندرمن، نامی آشنا در دنیای ابرقهرمانان، طعم تلخ شکست را در یکی از ماموریتهای خود میچشند. این اتفاق نه تنها آنها را از مقام ابرقهرمانی خلع میکند، بلکه به تبعید ناخواستهشان به شهر زادگاهشان منجر میشود.
خلاصه داستان: دو غریبه، عکاس ویل و روزنامه نگار جین، در عروسی دوست مشترک یکدیگر را ملاقات می کنند و بلافاصله جذب یکدیگر می شوند. حالا آنها در مورد مشکلات شخصی، عشق از دست رفته و درد دلهای گذشته با یکدیگر صحبت میکنند و…
خلاصه داستان: مگان در تلاشی ناامیدکننده برای حفظ شغل جدیدش در یک انبار ولز، یک همکار باردار را تحت فشار قرار میدهد تا «نرخ برداشت» خود را بالا ببرد و او و جنینش را در معرض خطر قرار دهد.
خلاصه داستان: دربارهی شاهزادهای به نام واردا در خوانسار صحبت میشود؛ پدراش، راجا مانار نیت دارد او را به عنوان جانشین خود معرفی کند. اما زمانی که وزیران و مشاوران راجا مانار برنامهای برای کودتا و از بین بردن او و پسرش را تدارک میبینند، واردا به همراه دوست صمیمی خود از دوران کودکی، دوا، درخواست کمک مینماید تا به عنوان حاکم بلامنازع خوانسار قرار گیرد و...
خلاصه داستان: چهار نفر از اقشار مختلف جامعه یک تاکسی مشترک کرایه میکنند، اما وقتی به مقصد میرسند، یک سری اتفاقات گیجکننده رخ میدهد. اما در کمال تعجب آنها متوجه می شوند که زندگی همه در داخل کابین در هم تنیده شده است.
خلاصه داستان: تیت برای انتقام مرگ خشونتآمیز سرباز پای پیاده وفادار و مورد اعتماد خود به خشم میرود. برای ردیابی شرور مسئول، تیت از منطقه راحتی خود در اسکس فراتر می رود و به سمت تاریک سوهو دهه 90 می رود.
خلاصه داستان: کلارنس که برای یافتن زندگی بهتر تلاش می کند، اسیر قدرت مسیح در حال ظهور می شود و به زودی همه چیز را به خطر می اندازد تا راهی به سوی وجود الهی بسازد.
خلاصه داستان: رماننویسی که از کسب سود از سرگرمیهای «سیاهها» به ستوه آمده است، از یک نام قلمی برای نوشتن کتابی استفاده میکند که او را به قلب ریاکاری و دیوانگی که ادعا میکند تحقیر میکند، سوق میدهد.