خلاصه داستان: در یک شهر کوچک، پرونده جنایی یک قاتل سریالی به نام لودویک چوالیر، به تازگی برای محاکمه به دادگاه رفته است. این پرونده توجه بسیاری از مردم را به خود جلب کرده است، از جمله کلی-آن، زنی جوان با خیالپردازیهای بیمارگونه.
کلی-آن معتقد است که لودویک بیگناه است. او به دنبال آخرین قطعه پازل است که میتواند گناهکار بودن یا بیگناهی او را ثابت کند. این قطعه پازل، ویدیویی گمشده از مرگ یک دختر 13 ساله است.
خلاصه داستان: مارک، کارگردان جوانی است که در حال تجربه یک دوره تحول در زندگی و حرفه خود است. او با گروه فیلمبرداری خود برای ادامه ساخت یک فیلم به دهکده کوچکی که عمهاش، دنیز، در آن زندگی میکند، سفر میکند. در این دهکده، مارک با آرامش و سادگی زندگی روستایی آشنا میشود و به تدریج خلاقیت خود را بازمییابد. او با الهام از تجربیات خود در دهکده، تصمیم میگیرد کتابی بنویسد که در آن راهحلهایی برای مشکلات زندگی ارائه دهد.
خلاصه داستان: ویلی ونکا جوان و فقیر با رویاهای باز کردن مغازه ای در شهری که به شکلات هایش معروف است، متوجه می شود که این صنعت توسط کارتلی از شکلات سازان حریص اداره می شود.
خلاصه داستان: بر اساس داستان واقعی توماس رونگن، یک مربی فوتبال هلندی است که در سال 2011 به عنوان سرمربی تیم ملی فوتبال ساموآی آمریکا انتخاب شد. ساموآی آمریکا یک کشور جزیرهای در اقیانوس آرام است که تیم ملی فوتبال آن یکی از ضعیفترین تیمهای جهان محسوب میشود. توماس رونگن با وجود این چالش، مصمم بود تا این تیم را به موفقیت برساند.
خلاصه داستان: تایگر و زویا، دو مامور مخفی، به یک ماموریت مهم برای مقابله با یک دشمن خطرناک اعزام میشوند. در این نبرد هیجانانگیز، سرنوشت جهان در خطر است.
خلاصه داستان: مادلین، زنی 92 ساله، با تاکسی تماس میگیرد تا او را از حومه شهر به یک خانه سالمندان در آن سوی پاریس برساند. چارلز، رانندهای سرخورده اما مهربان، قبول میکند که بدون عجله از مکانهایی که زندگی مادلین را در گذشته تحت تأثیر قرار داده است، رانندگی کند.در طول مسیر، مادلین داستان زندگی خود را برای چارلز تعریف میکند. او از عشقهای از دست رفته، رویاها و شکستهایش میگوید. چارلز با گوش دادن به داستانهای مادلین، به گذشته خود فکر میکند و به زندگی خود مینگرد.
خلاصه داستان: حول محور سفر خارقالعاده تجاس گیل، یک خلبان نیروی هوایی میچرخد و هدف آن الهام بخشیدن و القای حس غرور عمیق در سربازان شجاعی است که خستگیناپذیر از هند دفاع میکنند و با چالشهای متعددی در این راه مواجه میشوند.
خلاصه داستان: سو هیوک پس از 10 سال زندان برای محافظت از رئیسش، سرانجام آزاد می شود. او خیلی زود متوجه می شود که در زندان صاحب یک دختر شده است. حالا سو هیوک می خواهد در آرامش زندگی کند و یک زندگی عادی داشته باشد، اما رئیسش او را رها نمی کند و یک قاتل را استخدام می کند تا او را ساکت کند و…