خلاصه داستان: داستان درباره یک سلطان مواد مخدر به نام آلونسو ماروکین است که به همراه پسرش لوکاس از زندانی با حداکثر امنیت در مکزیک فرار می کند. اکنون آنها از مرز عبور کرده و وارد آمریکا شده اند و به یک مرکز ترک اعتیاد پناه می برند. اما بعد از مدتی آلونسو و پسرش با گروهی از زامبی های جهش یافته روبرو می شوند…
خلاصه داستان: مستندی جذاب و نفس گیر که ارتباط صمیمانه و عمیق بین مردم و رودخانه را نشان می دهد. در این مستند زیبا ویلم دفو بازیگر مشهور آمریکایی به عنوان راوی و …
خلاصه داستان: این در مورد دانش آموز عجیبی به نام بارنی است که بهترین دوستش رون یک دستگاه دیجیتال جدید دارد که می تواند راه برود و صحبت کند. اما وقتی اشتباهات خندهدار ران خود را در دنیایی به نام عصر رسانههای اجتماعی نشان میدهند، ران و بارنی سفری حماسی را برای درک معنای واقعی دوستی آغاز میکنند و…
خلاصه داستان: مردم تایپه به ویروس کشنده و خطرناکی مبتلا شده اند که آنها را به موجوداتی تشنه به خون تبدیل می کند. در این بین زوج جوانی برای نجات جان خود و فرار از این وضعیت وحشتناک تلاش می کنند، اما…
خلاصه داستان: ملاقات کنشین هیمورا با انیشی یوکیشیرو، دلال اسلحه مرموز که دنیای زیرزمینی جنایتکار چین را کنترل می کند را خواهید دید. در همین حال، راز بزرگی در مورد کنشین هیمورا فاش می شود و...
خلاصه داستان: داستان درباره مردی به نام کنشین هیمورا است که یک جنگجوی افسانه ای است اما برای مدتی شمشیر خود را کنار گذاشته تا در روستای محل زندگی خود با آرامش زندگی کند. اما با تخریب ناگهانی رستوران آکابکو، مکان مورد علاقه کنشین برای غذا خوردن، همه چیز تغییر کرد و به دنبال علت ماجرا، یادداشتی را در میان ویرانه ها پیدا می کند که نام جونچو روی آن نوشته شده بود و...
خلاصه داستان: یک سال پس از وقایع قسمت قبلی، ادی براک روزنامهنگار تحقیقی (با بازی تام هاردی) سعی میکند زندگی خود را با میزبان بیگانهاش، ونوم، که به او قدرتهای مافوق بشری داده است، تطبیق دهد. در همین حال، ادی سعی می کند با یک قاتل زنجیره ای به نام کلتوس کسیدی (با بازی وودی هارلسون) برخورد کند که پس از یک اعدام نادرست از زندان فرار کرد و اکنون میزبان یک موجود بیگانه شبیه ونوم به نام کارنیج است و…
خلاصه داستان: در یک مکان پسا آخرالزمانی اتفاق می افتد. رباتی که برای محافظت از زندگی سگ محبوب خالق خود ساخته شده است، در مورد زندگی، عشق، دوستی و معنای انسانی می آموزد و…
خلاصه داستان: انشیکا، همسر مردی به نام ویوان آهوجا، پس از سکته قلبی در بیمارستان بستری است. چند روز بعد، زمانی که انیشکا در آستانه ترخیص از بیمارستان بود، گروهی از تروریست ها به رهبری ساجو سولانکی به بیمارستان حمله کردند و انیشکا و چند نفر دیگر را به گروگان گرفتند. ویوان اکنون با پلیس همکاری می کند تا همسر و دیگر گروگان ها را از دست مهاجمان نجات دهد.