خلاصه داستان: آدام، یک معمار با استعداد، در یک زندگی آرام و شاد به همراه همسر و فرزندانش زندگی میکرد. اما یک روز، همه چیز به یکباره تغییر کرد. یک گروه مسلح به خانه آدام حمله کردند و خانوادهاش را به قتل رساندند. آدام که شاهد این جنایت بود، دچار شوک و افسردگی شد. او به مدت دو سال در این وضعیت دردناک زندگی کرد و از دنیای اطرافش دور شد.اما یک روز، آدام تصمیم گرفت که انتقام خانوادهاش را بگیرد و ....
خلاصه داستان: برنارد جردن، یک سرباز بریتانیایی جنگ جهانی دوم، در خانه سالمندانی در انگلیس زندگی میکند. او در سن 97 سالگی، هنوز هم از خاطرات جنگ رنج میبرد.
یک روز، برنارد متوجه میشود که مراسم بزرگداشت هفتادمین سالگرد روز D-Day در نزدیکی خانه سالمندان برگزار خواهد شد. او تصمیم میگیرد که برای شرکت در این مراسم فرار کند.
خلاصه داستان: رالفی، راننده تاکسی اینترنتی و بدنساز، از زندگی یکنواخت خود خسته شده بود. او به دنبال چیزی بود که او را از زندگی روزمره خود دور کند.
یک روز، او با یک گروه از مردان مرموز آشنا شد. این مردان ادعا میکردند که آزادیخواهان هستند و به دنبال ایجاد یک دنیای جدید هستند. رالفی با آنها همراه شد و به زودی خود را در یک فرقه مرموز گرفتار دید.
در ابتدا، رالفی از این تجربه لذت میبرد. او احساس میکرد که بالاخره جایی پیدا کرده است که متعلق به آن است. اما به تدریج، امیال سرکوب شده او شروع به نمایان شدن کردند و ...
خلاصه داستان: جانگ اوک جو، یک محافظ شخصی سابق، پس از مرگ غمانگیز بهترین دوستش، یونگ می، که نتوانست از او محافظت کند، خود را در یک خلاء روحی مییابد. او با احساس گناه و پشیمانی دست و پنجه نرم میکند و به دنبال راهی برای جبران آن است. او تصمیم میگیرد که تنها راه برای انجام این کار، گرفتن انتقام از کسانی است که مسئول مرگ یونگ می هستند.
خلاصه داستان: جانگ اوک جو، یک محافظ شخصی سابق، پس از مرگ غمانگیز بهترین دوستش، یونگ می، که نتوانست از او محافظت کند، خود را در یک خلاء روحی مییابد. او با احساس گناه و پشیمانی دست و پنجه نرم میکند و به دنبال راهی برای جبران آن است. او تصمیم میگیرد که تنها راه برای انجام این کار، گرفتن انتقام از کسانی است که مسئول مرگ یونگ می هستند.
خلاصه داستان: هن و جونیور زمینی را که میراث خانوادگی جونیور بوده به مزرعه ایی زیبا تبدیل میکنند اما با ورود یک غریبه و پیشنهاد وسوسه انگیزش زندگی آنها به تلاطم کشیده میشود و ...
خلاصه داستان: ویرا، یک زن جوان و جسور، برای دفاع از خود یک اسلحه را از یک اسلحهخانه سرقت میکند. اما او نمیداند که آرجان، وارث اسلحهخانه، او را تعقیب میکند. آرجان که از مهارت ویرا در تیراندازی شگفتزده شده است، به او آموزش تیراندازی میدهد. این آموزشها باعث نزدیکی دو نفر و در نهایت عاشق شدن آنها میشود. اما ویرا، که از گذشته خود رنج میبرد، از عشق میترسد. او آرجان را به چالش میکشد و باعث ایجاد پیچوتاب در رابطه آنها میشود.