خلاصه داستان: با الهام از داستانی واقعی روایت شده و در مورد آرایشگری است که به تنهایی کل جامعه را گرد هم میآورد تا به پدری تنها برای نجات جان دختر کوچکش که به شدت بیمار است، کمک کند و…
خلاصه داستان: راسل هچ یکی از ماموران اینترپل میباشد که شاهد مرگ یک خبرچین است که در یک حمله به ظاهر معمولی، به اشتباه کشته میشود. سالها بعد راسل از پسر این خبرچین، جیدن، در برابر گروهی از خلافکاران بیرحم محافظت میکند و…
خلاصه داستان: در مورد خلبان یک جنگنده به نام کاپیتان نوا است که در زمان به عقب سفر میکند تا جهان را از یک فاجعه زیست محیطی نجات دهد. اما سفر در زمان باعث میشود تا او دوباره به دوران کودکی خود بازگشته و در نتیجه هیچکس صحبتهای وی را جدی نگیرد تا اینکه…
خلاصه داستان: در مورد وینی پو و پیگلت است که وقتی کریستوفر رابین که اکنون به یک مرد جوان تبدیل شده، آنها را برای رفتن به دانشگاه، به حال خود رها میکند، تبدیل به دو موجود وحشی و تشنه خون میشوند. حال وینی پو و پیگلت پس از چشیدن طعم خون، تلاش میکنند تا منبع غذایی جدیدی پیدا کنند اما…
خلاصه داستان: براساس داستانی واقعی روایت شده و در مورد یک گروه چهار نفری از دزدان دریایی سومالیایی است که یک کشتی باری آمریکایی را به قصد دریافت پول میدزدند. در این میان کاپیتان فیلیپس که مسئول این کشتی باری است، تلاش میکند تا جان خدمه کشتی را نجات داده و…
خلاصه داستان: در مورد سه دوست دوران کودکی به نامهای دودو، آیوش و پینکو است که همراه با هم عازم سفری به شهر گوا میشوند. اما به زودی به دلیل مجموعهای از تصمیمات وحشتناک، سفر آنها کاملا از مسیر خود خارج شده و…
خلاصه داستان: در مورد پسری 10 ساله به نام نیکلاس است که مبتلا به سندرم داون میباشد. مادر نیکلاس هر سال با آماده کردن لباسهای مبدل مانند لباس میمون، دزد دریایی، اژدها و غیره شادی را به پسرش هدیه میکرد. اما متاسفانه مادر نیکلاس از دنیا میرود و اکنون وی با پدربزرگ و مادربزرگ خود و همچنین پسر عمویش دیوید که از کابوسهای شبانه رنج میبرد، زندگی میکند. حال نیکلاس تصمیم میگیرد برای نجات دیوید و با کمک لباسهای جادویی خود به یک ماجراجویی جذاب قدم گذاشته و…
خلاصه داستان: کولیا و واسیلی متوجه میشوند پدرشان که در کودکی آنها را ترک کرده بود، در لوکزامبورگ، دور از آنها در حال مرگ است. در این میان یکی از آنها تصمیم دارد پدرش را پیدا کند، در حالی که دیگری هر کاری انجام میدهد تا برادرش از کشور خارج نشود. اما در نهایت هر دو برادر برای پیدا کردن پدر خود به لوکزامبورگ میروند؛ کولیا پدرش را یک قهرمان میداند، در حالی که واسیلی تصور میکند او یک فرد شرور است و…
خلاصه داستان: پس از اخراج شدن از جنگل، وودی به اردوگاه ووهو میرود، جایی که تصور میکند خانهای همیشگی برای خود پیدا کرده است، اما زمانی که یک بازرس تهدید میکند که اردوگاه را تعطیل خواهد کرد، همه چیز تغییر کرده و…